چند لحظه ...
بسم الله الرّحمن الرّحیم
چند لحظه لطفاً !
برای استفاده کردن از بیانات رهبر معظم انقلاب و کاربردی کردن رهنمودهای ایشان ، فقط گوش دادن (خواندن) بیانات کافی نیست و حتی خلاصه کردن آن ها نیز کاری را از پیش نمی برد بلکه هر کس باید بسته به موقعیتی که در جامعه دارد رهنمودهای کاربردی در آن زمینه را استخراج کرده و عملی سازد .
بنابراین ، ما به عنوان قشر دانشجو – ی بسیجی – این جامعه نیز باید نکات قابل اجرا را در قالب موقعیت های دانشگاهی و دانشجویی درآورده و سعی در عملی ساختن آنها کنیم.
یکی از نکاتی که رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اخیر خود اشاره فرمودند ، غیر قابل انحصار کردن سیره ی حضرت علی (علیه السلام) به شیعیان و حتی مسلمانان است . بنابراین می توان گفت ما می توانیم از سیره ی عملی ایشان در ابعاد مختلف به عنوان یک ارزش مشترک در همه جا استفاده کنیم . یکی از این موقعیت ها می تواند دانشگاه باشد . سوال مهم اینجاست که ما تا چه حد سعی در معرفی و نشر سیره ی عملی و تئوریک امام علی (علیه السلام) کرده ایم ؟ «ما»ایی که ادعای تشیع و بسیجی بودن و اقتدا به ولایت داریم ... ، چند بار جلسات تحلیل سخنان ایشان ، بررسی فراز های مختلف نهج البلاغه و ... را برگزار کرده ایم ، در نشریات فرهنگی سیاسی مذهبی و حتی علمی خود چقدر به ایشان توجه داریم ؟ در راهکارهای عملی کردن فرمایشات امام علی (علیه السلام) در جامعه کنونی که مقتضیات و شرایط آن متفاوت شده است چقدر پیش رفته ایم ؟ درصورتی که رهبر معظم انقلاب اینها را ارزش مشترک نه در کشور بلکه در جهان و احترام به ایشان را برگرفته از فطرت انسانی می دانند ! و تازه می بینیم به قول خود ایشان این شخصیت بزرگ در خیلی موارد توسط نادانان یا سودجویان وسیله ی تفرقه قرار می گیرد حتی ما شیعیان گاهی به آن دامن هم می زنیم که این جای بسی تعجب دارد !
امیدوارم از این پس این موضوع در جمع های ما ، وبلاگ ها ، سایت ها ، نشریات و... مورد توجه قرار گیرد البته اگر می خواهیم عامل به فرمایشات ولی فقیه (حفظه الله) باشیم .
نکته ی دیگر اینکه ، رهبر معظم انقلاب روز سیزدهم رجب را عیدی همیشگی می خوانند و نام بردن از امام علی (علیه السلام ) را در این روز و بقیه ی سال کافی نمی دانند .، که این یکی از نکاتی ایست که ما باید در زمینه ی فعالیت های فرهنگی دانشگاه در نظر بگیریم .
مسئله ی دیگر جهاد است که کمتر کسی آن را همانطور که رهبر معظم انقلاب معرفی می کنند ، در نظر می گیرد . « جهاد علمى، جهاد عملى، جهاد در دوران جنگ، جهاد در دوران صلح، جهاد با نفس، جهاد با دشمن بيرونى، جهاد با مال، جهاد با جان، جهاد با زبان » ویا : « درسى كه مىخوانيد براى رسيدن به ارتقاء عمومىِ ملت اسلامى و امت اسلامى، جهاد است؛ تلاشى كه مىكنيد براى ايجاد همدلى و محبت بين آحاد امت اسلامى و يكپارچگى آنها، جهاد است؛ وقتى با تمايلات اغواگرانهى شيطانى در درون خودتان مبارزه مىكنيد، جهاد است؛ هنگامى كه دشمنان خدا و دين و قرآن را در دل يا در زبان و يا در عمل خود دشمن مىداريد، جهاد فى سبيلاللَّه است؛ » این خیلی کار مهمی ایست که ما کاری کنیم که در دانشگاه درس خواندن را « جهاد » تلقی کرده و سعی کنیم در اذهان عمومی اینگونه جا بیفتد . طوری که واقعا هر کاری در راستای همدلی و محبت آحاد ملت ، « جهاد » محسوب شود .
نکته ی جالبی که در اینجا خدا به ذهن حقیر انداخت اینست که ما چرا حکم جهاد ازطرف ولی فقیه را اینگونه عجیب و غریب می دانیم ؟! با این اوصاف و تعاریف که ذکر شد به نظر شما ، حضرت آیت الله خامنه ای ( حفظه الله ) ، چند بار تا کنون حکم جهاد صادر کرده اند ؟! و اما سوال مهم تر اینست که چقدر ما تا کنون آن ها را جدی گرفتیم .و عمل کردیم و « جهاد » کرده ایم ؟! « امت اسلامى به خاطر فراموش كردنِ مجاهدت در راه خدا به وضعيت اسفبارِ امروز رسيده است » اینجاست که به نظر حقیر اگر الآن ولی فقیه ما ندای « هل من ناصر ینصرنی ؟ » را سر دهند نیز هیچ جای تعجب ندارد ، خودتان دلیلش را حدس بزنید ...
و اما می رسیم به دشمن شناسی ، موضوعی که در میان ما دانشجو – یان بسیجی – فراموش شده است ، یکی از مسائل مهم داشتن نگاه دشمن شناسانه است ، این که ما چه بکنیم تا دشمن شناس شویم ؛ دشمن کیست ؛ حربه دشمن امروز مخصوصا میان ما دانشجوها – ی بسیجی – چیست ؛ را ه های مبارزه با آن چیست ؛ و ده ها سوال و مسئله مهم دیگر که ما را مقابل جامعه مسئول می کند ، پیشنهاد می کنم راه حل های مطالعاتی این موضوعات را از اهل فن آن بپرسید .
و اما چیزی که رهبر معظم انقلاب آن را به عنوان یکی از دو پدیده ی تلخ امت اسلامی معرفی می کنند ، مسئله ی تفرقه است . «سم مهلك دنياى اسلام تفرقه است. اين تفرقه، ملتها را از هم جدا مىكند؛ دلها را از هم جدا مىكند.» البته تاکید بیشتر رهبر معظم انقلاب روی مسئله ی تفرقه ی شیعه و سنی است . اما حقیر می خواهم تفرقه را در دانشگاه ، زیر ذره بین ببرم تا ببینیم تا چه حد با آن مواجه هستیم .
بله متاسفانه ما در دانشگاه نیز متفرقیم ، سوالی که مطرح است اینست که چرا برخی از ما بسیجیان در دانشگاه به اشخاصی که (صراحتا بگویم) ریش هایشان را تیغ می زنند ویا شلوار لی می پوشند ویا مانتوی تنگ پوشیده موهاشان بیرون است ویا در تشکل های مخالف ما فعالیت می کنند ، با چشم غریبه نگاه می کنیم ؟ ( که البته خوب می دانیم غریبه خوش بینانه است و برخی چه چیز ها که نمی گویند ... ) . حقیر نمی خواهم بر این رفتارهای آنان صحه بگذارم ویا حتی آن را رد کنم ، بحث من درستی و یا نادرستی آن نیست ، زیرا این مسئله مجال خاص خود را می طلبد ، بحث من نوع نگاه ما و دقیق بگویم ، حس قلبی ما نسبت به آن هاست . برادران من ، اگر ما آن ها را از خود ندانیم و ارتباط احسن را برقرار نکنیم ، ( «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون» آل عمران ، آیه دویست ) چه کاری را در جهت اصلاحات اصول گرایانه که رهبر معظم انقلاب فرموده اند ، و امر به معروف و نهی از منکر می خواهیم انجام دهیم ؟ « فرقههاى مسلمان، با خداى واحد، پيغمبر واحد، قرآن واحد، قبلهى واحد، عبادت واحد، اين همه مشتركات و مسلّمات، چند موضوع مورد اختلاف را وسيله قرار بدهند براى دشمنى! اين، خيانت نيست؟ اين، غرضورزىِ غرضورزان و غفلتِ غافلان نيست؟ هر كسى كه در اين زمينه تقصيرى بكند، پيش خداى متعال مؤاخَذ است؛ » حقیر می گویم در دانشگاه در خیلی از موارد ، فاکتور های مذهب واحد ، امامان واحد ، کشور واحد و... را نیز اضافه کنید .
البته انکار نمی کنم در خیلی از موارد این عدم احساس یکی بودن فقط از طرف ما نیست و دو طرفه است ولی اعتقاد دارم ، با پیشرو شدن ما بسیاری از این مشکلات حل می شود حال این که ما چه کنیم که این احساس وحدت را به آنها انتقال دهیم و راه کار های عملی و چگونگی رفتار کردن ، هنر ماست .
از اینکه وقت خود را به حقیر دادید ممنونم (اجرکم عند الله)
التماس دعا .