اداره امور جلسه تا 2-3 ماه آينده.....
سلام به همگي
طبق جلسه ديشب كه خيلي از بچهها بودند قرار شد اداره امور جلسه تا 2-3 ماه آينده با آقا مرتضاي رمضاني باشه. خوشحالم كه جلسه ديشب كه 3 ساعت طول كشيد جلسهي مفيدي بود.
بچههايي كه اومده بودند:
توحيد يارمحمدي- مصطفي زندوكيل- احمد نجفي- اميرحسين احسانيفر- وحيد جهاني – عبدالله عبادي – سيد علياكبر كسائيان – ياسر خاني نماينده فرستاده بود – محمد رضا مشايخي – حميد رمضانعلي – مرتضي رمضاني- علي حسينيمطلق
از 7 تا 10 شب طول كشيد.
موضوع: بررسي جلسه و تعيين فردي كه به مدت 2-3 ماه امور جلسه را پيگيري كند.
اول سورهي واقعه رو دستهجمعي خونديم بعد چون مصطفي ديرش شده بود روضه خوند و سينهزني و بعدش پذيرايي و بعد 40 تا صلوات و يه دور تسبيحات رو فرستاديم. حميد رمضانعلي هم شروع كرد به صحبت كه تا حالا چه اتفاقي افتاده و همينطور بقيهي بچهها شروع كردند عيبها و نقاط قوت جلسه را مطرح كردند و دو ساعت حدودا بحث مفيدي مطرح شد.
از جمله موارد بحث اينها بودند:
وضعيت آقا رضايي – وضعيت آقا عسگري – وضعيت آقا وكيلي – بچههايي كه از جلسه زده شدند – محدودهي سني جلسه – روند جلسه – رفاقتهاي بين بچهها – هيئت متأهلي و ....
در آخر هم رفتيم قيطريه و ساندويچي ندابرگر و چيزبرگر خورديم. جاتون خالي.....
- يكي اينكه مطرح شد كه مسعود نوبختي كه قرار بود جلسهي فارغلي بهمن ماه رو هماهنگ كنه چيكار كرده.
بچهها پاي كارند و نظر دارند. يه جلسه بذاره و بچهها كه الآن اكثراً تهران هستند بيان نظر بدند.
*** راستي يكشنبه هم به سلامتي عقد آقا احدزاده است***
لبیک...
الهم لبیک
لبیک لا شریک لک لبیک
ان الحمده، ان الحمده، ان الحمده...
لا شریک لک لیبک.
این روزها خیلی ها می گویند؛
از نزدیکی های بحر سرخ تا حوالی شهر... شهری که خانه ای سیاه پوش دارد، اما سراسر سرور است و عشق و صفا...
بعضی ها هم که می دانستند، از کمی قبل تر این نوا را سر دادند؛ در دل یا آشکارا...
اصلا یادم نمی رود امسال را...
من هم گفتم(!)
ویزایم هم آمد؛ شماره ام در لیست 195 بود...
وقتی گاه و بی گاه در جعبه ی سیاه گوشه خانمان نشانش می دهند، دلم میگیرد؛ باز، هوایی می شوم...
گرهی در گلویم سنگینی می کند؛ و آه می کشم...
آخر قسمتم نشد... .
ان الحمده، ان الحمده، ان الحمده...
لاشریک لک لبیک.

