یا محول الحول و الاحوال ... حول حالنا الی احسن الحال

یک سال دیگه هم گذشت ...

چه زود ...

چه جانبازان شیمیایی ای که به شهادت رسیدند ...

چه عزیزانی که شهید شدند ...

چه اتفاقهایی که افتاد ...

شهدا رفتند ...

چه سبک بالانه پر کشیدند ...

ما چی؟ ... ما هم می رویم ؟ ... چگونه ؟ ... شهادت یا مرگ ؟؟؟!

خوب ... براتون یه عیدی دارم !

یه کلیپ موبایل جدید ساخته ی خودمون ، برای خودمون ... (۳.۶۰مگابایت)

به امید روز عروج در راه خدا ...

یاحق 

راهیان نور

یه تلنگر !

یه تلنگر !

والپیپر

چرا با من دوستی ؟

شاید این بحث یه خورده سوال بر انگیز باشه

شاید هم خنده دار

ولی ... اگه خدا بخواد شروعش با من باشه

از شما می خوام اول 3 تا صلوات بفرستید و بعد هر چی تو دلت میاد در مورد من بنویس

ازشما خواهش می کنم بعدش بنویسی که چرا با من دوستی (البته اگر دوست هستی)

 

یا حق

اولین مجلس عزا...

سلام

 

به بهانه اربعین سری به مقاتل زدم ولی آنجا چیز جالبی پیدا کردم که با کمی ویرایش تبدیل شد به یه مقاله توی یکی از نشریات بسیج دانشجویی.

 

 

اون هم قسمت های جالبی از خطبه امام سجاد(علیه السلام) در مجلس یزید ملعون (مثلا نماز جمعه بوده).

 

حال نداری نخون ولی از دستت نره ها...!!؟

 

 

اولین مجلس عزا...

 

روز جمعه (6 صفر 61 ه.ق) شد. طبق معمول خطیب بالای منبر رفت و هر چه خواست به علی(علیه السلام) و اولادش جسارت نمود واز یزید و حکومتش تعریف کرد. امام سجاد(علیه السلام) از یزید خواست تا به وعده­اش عمل کند و آن حضرت خطبه بخواند. قبول نکرد. معاویه پسر یزید به او گفت: به او اجازه بده او که نمی­تواند ضرری به تو بزند. آن ملعون جواب داد تو آنان را نمی­شناسی آنان علم و فصاحت را به ارث برده­اند. مردم تا از قول خلیفه (!!؟) آگاه شدند اصرار ورزیده و یزید را مجبور به اجازه کردند.

 

ادامه نوشته

به نام خدا

در این مورد چیزی برای گفتن ندارم

عزیزان رفتند ... ما کی میرویم ؟ اصلاً راه آنها را می رویم تا به آنان بپیوندیم ؟!!!

حديث

 با عرض سلام خدمت برادران عزیز.

 چند وقتی بود که عزیزان به ما خرده می گرفتند که چرا در وبلاگ مطلب نمی گذاری .ما هرچه بخواهیم بگذاریم  باید آن را از جان آغشته به گناه خود بگذرانیم.لکن ما در این امر متوسل به جملات ائمه(ع) می شویم:

پیامبر اکرم (ص) به امیرالمومنین (ع)فرمودند:

یا علی! ششصد هزار گوسفند می خواهی یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار کلمه را؟ علی (ع) عرض کرد ششصد هزار کلمه را خواهم.

حضرت محمد (ص) فرمودند:ششصد هزار کلمه را برای تو در شش کلمه جمع می کنم: یا علی زمانی که دیدی مردم مشغول به مستحباتند،تو مشغول به تکمیل واجبات باش،

 

و چون دیدی مردم مشغولند به عمل دنیا ،تو مشغول عمل آخرت باش،

 

وقتی دیدی مردم را که مشغولند به عیوب مردم ،تو مشغول عیوب خود باش،

 

و چون دیدی مردم را که مشغولند به زینت دنیا،تو مشغول زینت آخرت باش،

 

و آن هنگام که مردم را مشغول به زیادی عمل دیدی ، تو به خوبی(تصفیه) عمل بپرداز،

 

و آن زمان که مردم به مخلوق متوسل می شوند،تو به خالق متوسل شو.

                                                                                           

المواعظ العددیه ص 17

...

شیطان

می دونم اولین شرط برای ناصح اینه که عامل به نصیحتش باشه ولی شما به پای من نگذارید فقط ادامه مطلب رو بخونید:

امام صادق علیه السلام :

شیطان گفت پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:

١- هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند.

٢- کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید.

٣- کسی که برای برادر مومنش آن پسندد که برای خود می پسندد.

٤- کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد بی تابی نمی کند.

٥- و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.

داستان زندگی یه ....

سلام

می خوام بعد از مدت ها یه سلامی عرض کنم، و یه تلنگر به دل خسته و درد آشنای دوستان  ...

شاید خنده دار باشه براتون که حتی نمی دونم چطور بگم ، ولی ...

یه پسره بود که ۱۵ سال از عمرش رو تو یه محله ای زندگی می کرد .

یه روز پدرش تصمیم گرفت خونشون رو عوض کنه ...

نمی خوام داستان بگم ، خلاصه می کنم :

رفتن یه جایی که اون پسره فکر می کرد پادگانه ... ولی بعد از ۲ سال به این نتیجه رسید که نه ، یه چیزی اونورتر از پادگانه !

پادگانی که بعضی از نیرو های امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) توش خدمت می کردند !

این پسره ، که با خواست خدا رفته بود تو اون پادگان، ۵ سال اونجا سعی کرد خدمت کنه ... ولی ...

در این سرای حقیقت، که جای مستان نیست        صفای سینه ی خوبان، که مال رندان نیست

 

 

 

 

زور نزن ... خالیه ... تصویر قلب بچه های پاکه ...پاکیزه و بی ریا

 

چیه ؟

فکر میکنی بقیه داره ؟ .... داره ، ولی گفتنی نیست !

این مخلوق حقیر رو از دعای خیر خودتون محروم نفرمایید ...

یا حق

شهیدی که همه را سر کار گذاشت

 

آقا جون همه من رو میشناسید من اهل مبالغه نیستم و به وبلاگم اعتقادی ندارم ولی از این مطلب خوشم اومد اونو تو ادامه مطلب زدم.

در ضمن با اینکه از مطلب کپی پیستی خوشم نمیاد این مطلب رو از سی دی هنر خاکی پیدا کردم تا بزنم.

راستی  ۲۱ ام اسفند ایشالله راهی کربلای جنوب هستم التماس کنید دعاتون می کنم .

هرکه دارد هوس کرب بلا بسم الله

یاد آقا مرتضی بخیر که می گفت: 

 

(جنگ چه تمام بشود و چه نشود راه ما از کربلا می گذرد.)

 

 

چند تا عکس دیگه که مال فکه پارساله:  فکه ۱    فکه ۲   فکه ۳

 

اینم اولای قصه:

....... بعضى وقت ها مى شد كه انسان را به بازى مى گرفتند. همه را به بازى مى گرفتند و چه بسا آن زير زيرها، كلى مى خنديدند. ولى خب ما هم از رو نمى رفتيم. از قديم گفته اند: «گر گدا كاهل بُوَد، تقصير صاحب خانه چيست؟» راست هم گفته اند. اگر قرار بود سماجت و همت قوى بچه ها نباشد، كه همان اوايل بايد كار را تعطيل مى كرديم. آنها كه به اين راحتى ها رخ نمايان نمى كنند

گاهى هم خودشان اشاره اى مى كنند و آدم را مى كشند دنبال خودشان. يك استخوان بند انگشت كافى است تا همه را در بدر خود كند. آن روز هم يكى از همان روزها بود.....

ادامه نوشته

خداحافظی غریب

 بسمه تعالی

سلام.....

من از اینکه بی اطلاع وارد جمع شما عزیزان شدم در همان ابتدای امر عذر خواهی کردم.....

نیت بدی از این امر نداشتم بلکه فقط از اینکه بوی یار از وبلاگتان به مشام دل می رسید بی اختیار به جمعتان پیوستم .....از اینکه باعث شدم تا جای دوستان تنگ شود پوزش می طلبم حلالم کنید....

با خود گفتم شاید بتوانم ثمره این گذر عمر را با شما تقسیم کنم اما تقدیر با من نبود.....

این آقای حسین شفیعی احتمالا از دوستان شماست ....

حسین جان سلام گرم مرا پذیرا باش و پس از این در سنگر این حقیر که دوست می دارم باز هم منتصب به دوستان شهیدم باشد مطلب بنویس.....

باآرزوی سعادت برای همه و شهادت برای طالبان این در گرانبها.............

ما رفتیم حلالمان کنید....

حرفهای زیادی در دلم بود اما شما ...............

التماس دعا...........    

؟

می گویند که:

روزی چند نفر نزد علامه حلی رفتند تا درباب اینکه اگر فلان نجاست در چاه بریزد حکم آن چیست؟ سوالی از ایشان بپرسند. ایشان از سوال کنندگان درخواست کردند تا روز دیگری برای پاسخ برگردند.

پس از رفتن آنها علامه دستور دادند تا چاه منزل ایشان را پر کنند. هنگامی که از ایشان علت را پرسیدند گفتند از آنجا که مشقت چاه کندن را می دانستم و می خواستم وجود چاه در منزل من تاثیری بر رای من نداشته باشد مبادرت به این کار کردم.

قابل توجه همه دوستان من جمله خودم در همه اظهار نظرات و رای ها.

می خوام بنویسم...

سلام

بعد مدتها تصمیم گرفتم یه مطلب توی وبلاگ بنویسم، دلیلشم این بود که چند روز پیش که اومدم توی وبلاگ دیدم اسم من از لیست نویسندگان حذف شده (حتما دلیلش مطلب ننوشتن برای یه مدت طولانی باشه) و حسابی بهم برخورد.

حالا تصمیم گرفتم از شما کمک بگیرم که بابا آخه من چی می تونم توی وبلاگ بنویسم.

سعی کنید یه نظر درست و حسابی بدید.

با تشکر

در مورد سوال آقا کمیل

سلام

کمی در مورد سوال آقا کمیل فکر کردم و به یه نتیجه هایی رسیدم .

هیچگاه فکر نکنید این حرف ها احساسی بازی و لوس بازیه (نعوذ بالله) چون باید به قال رسول الله اولش دقت کرد :

قال رسول الله (صل الله علیه وآله) :
من مات علی حب آل محمد مات شهیدا.(هرکس بر دوستی آل محمد بمیرد شهید مرده است)

عنه(صل الله علیه و آله وسلم) :
من عشق فکتم و عف فمات فهو شهید.(عاشقی که عشق خود را پوشانده و پاکدامنی ورزد و بدان سبب بمیرد شهید است.)

میزان الحکمه احادیث ۳۳۸۴و۳۳۸۵

التماس دعا