جلسات، تعداد و انواع و چگونگي

 

سخنراني آقا عسگري درست شده اما ورد 2007 من كمي مشكل داره. بزودي در وبلاگ مي‌ذارم. راستي 25 مهر. يعني پنج‌شنبه بعدي آقا عسگري مياد جلسه. امروز رفته بودم و با ايشون مشورت مي‌كردم.

                                                  

براي مطالب زير زحمت كشيده شده و اين‌طور نبوده كه گوشه اتاق بشينيم و اين نظرات رو بنويسيم. مشورت شده. البته جاي تغيير هنوز هست.

از آقا سعيد مي‌خوام اگه عهدنامه‌ي جلسه رو داره برام ايميل كنه.

خواهش مي‌كنم بزرگواري كن و مطالب را تا آخر بخون و نظرت رو هم بده:

اين مطالبي است كه چندي قبل نوشته بودم:

بسم الله الرحمن الرحيم

"و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي الله...."

  • باید در وهله ی اول ساختن خودمون باشه. خود به خود وقتی کسی از لحاظ روحی قوی شد جاذبه ای ایجاد می کنه که رفیق هایی که باید جمع بشن خودشون جمع میشن. می دونی مثل چی؟ مثل جنگ هشت ساله ی خودمون. امام مگه چه کرد؟ خودشو ساخت. ولی وقتی با دست اشاره می کرد جوونا با سر می رفتن تو شیکم دشمن! این قانون خلقته... حالا شما فکر کن یه جمع ده نفری که خودشونو ساختن! تاثیر اینها روی همدیگه اولا به طور کامل مثبته و دوما بی نهایته! یعنی حضور توی اون جمع باعث نشاط روحی میشه... و حالا این جمع می تونن یه جمع بزرگتر رو رهبری و هدایت کنن. 

  •  به نظر مي‌‌رسد به حق بايد سه گونه جلسه داشت تا اميال ارضاء شوند و البته اميالي كه رنگ خدايي و جنس خدايي دارند.

و بعد...

برو به ادامه مطلب...
ادامه نوشته

مسئول!

مسئول، بر وزن مفعول!
از ریشه سئل...
به معنی:"کسی که مورد سوال قرار میگیرد".

چه سوالی؟ چه جوابی؟

مرا به لطف خواندند
کارَکی دادند، گفتند تو اینجا باش!
ماندم...

اندکی که گذشت
عرصه باز کردند، مسئولم خواندند
ماندم...

در کشاکش کار
به کناری رفتند، گفتند تو اینجا باش
ماندم...

در گلاویز شدن با سختی
از پس هفت حجاب، اسیرِ هوسم می خواندند
ماندم...

در پی راهِ بلند
بعد از همه تنهاییِ تنها، گفتند تو نامردی!
ماندم...

در هوای غم و اندوه دلم
با نگاهی غضب آلود، دروغگویم خواندند
ماندم...

از همه جان سوزتر
اندکی با توهین می گویند، دزد!
می مانم!

دیگر از هیچ ندایی غم نیست
چون برای تو فقط آمده ام، و برای تو فقط
می مانم...

و برای تو فقط می مانم!
و برای تو فقط می مانم!
و برای تو فقط می مانم!

 م.غمین