كليك كن تا بزرگ بشه !

به نظرتون اين دستاي كوچولو مي تونه براي ما كاري بكنه؟

ولادت حضرت علي اصغر و امام جواد (عليهما سلام) مبارك

با دست های کوچک خود راه گریه بست

تا اینکه اشک آمد و بر گونه اش نشست

 

آنقدر گریه کرد که افتاد روی میز

مانند یک پرنده ی کوچک دلش شکست

 

این بار با "ستاره" و "شب" جمله ای بساز

سارا اشاره کرد به آن راه دور دست

 

- ده سال می شود- پدرم رفته آسمان

خانوم اجازه! رفته ولی برنگشته است!

 

خانوم خنده ای زد و پرسید دخترم

در جمله های ناقصت اصلا ستاره هست؟

 

ترسیده بود نمره اش این بار کم شود

خانوم .... شب .... دو مرتبه بالا گرفت دست

 

خانوم اجازه! صبح و شب ما یکی شده

خانوم اجازه! خانه ی ما بی ستاره است...

كليك كن تا بزرگ بشه !

مریم سقلاطونی